
ميدونی قشنگ ترين گل دنيا چه شکليه ؟
نمی دونی؟
برو جلوی آينه می بينيش......
ليلي زير درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلها انار شد،داغ داغ.هر اناري هزارتا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکيدند. انار ترک برداشت . خون انار روي دست ليلي چکيد. ليلي انار ترک خورده رااز شاخه چيد. مجنون به ليلي اش رسيد. خدا گفت:راز رسيدن فقط همين بود. کافي است انار دلت ترک بخورد

اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم، اين رو برام سند كن! يا اين پيغام رو براي همه دوست هاي خوبت بفرست . ببين چند تاش به خودت برمي گرده! اگه10تاش بهت برگشت، بدون دوست داشتني هستي
يادش بخير ديروز ها كنار هم مي نشستيم و چشم به غروب آفتاب ميدوختيم كه اشعه طلاييش با امواج ميرقصيد... و امروز ها من به تنهايي و با ياد تو كنار آب مي نشينم و به غروب آفتابهايي فكر ميكنم كه بدون تو ميگذرند. چقدر زود گذشت با هم بودن و چه زجر آور است زندگي در اين رزهاي تنهايي و بدون تو....اي كاش بودي و صداي تپش هاي قلبم را ميشنيدي. تپش هايي كه فقط به خاطرتو ميزنند فقط چون تو گفتي بعد از من بر لب آب بنشين و غروب آفتاب طلايي را تماشا كن

کاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمودو قرباني نداشت
خيلي سخته توي چشماي کسي که رفته و قلبت رو تنها گذاشت و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت بشي حس کني که هنوزم دوستش داري
در کلاس ادبيات معلم گفت: فعل رفتن را صرف کن: رفتم ..رفتي.. رفت ساکت ميشوم ميخندم ولي خنده ام تلخ ميشود استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم را شکست
همواره به خاطر بياور که در اوجي معين ديگر ابري نيست. اگر زندگيت ابري است به اين دليل است که روحت آن قدر که بايد بالا نرفته است. مارک فيشر









