تبليغاتX
×××گلستان خیال×××

اشک از مژگان صبر آویخته**** با نفسهایم غمی آمیخته

ایستاده مهدی صاحب الزمان(ع)**** پای آن گلدسته های ریخته

تخریب حرمین عسکریین(ع) بر همه محبان اهل بیت(ع) و عزاداران حضرت زهرا (س) تسلیت باد.

یا علی رفتم بقیع اما چه سود

هر چه گشتم فاطمه آنجه نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست

آن گل صد برگ خوش بویت کجاست

هرچه باشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است

کعبه بی فاطمه مشت گل است

قبر زهرا کعبه اهل دل است

زهرا که عنایتش به دنیا برسد                       باشد که به فریاد دل ما برسد

یا رب مددی ساز در روز حساب                 پرونده ما به دست زهرا برسد

درون قلب جهان انقلاب گشته بیا             نفس بدون تو همچون عذاب گشته بیا

نظاره کن به فراسوی سامرا وببین              حرم به دست حرامی خراب گشته بیا

*** اجرک الله یا مهدی ... ***

کوچه ها پر ز حرامی و عوام الناس بود

چشم حیدر پر ز اشک ودل پر از احساس بود

ای که بستی ره به زهرا در میان کوچه ها

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

التماس دعا!

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در ودیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا اینست

ای کاش در سوخته مسمار نداشت

شهادت ام ابیها فاطمه الزهرا(س) تسلیت باد

+ نوشته شده توسط فرهادی در یکشنبه 1386/03/27 و ساعت 17:31 |

به نام خداوند جان و خرد به کوروش به آرش به جمشيد قسم به نقش و نگار تخت جمشيد قسم که ايران همی قلب و خون من است گرفته ز جان از وجود من است

چه زمانی 3+3 می شود 5 ؟!

جواب: وقتی ماشین حساب خراب باشد.

وقتی خدانکرده زیر ماشین رفتید و له شدید اولین کاری که باید انجام دهید چیست؟

جواب: فوری پلاک ماشین را یادداشت کنید.

وقتی ساعت دیواری 12 ضربه میزند چه زمانی است؟

جواب: زمان تغییر ساعت

یه روز عروس خانم میره گل بچینه شهرداری جریمه اش می کند.

ضدحال یعنی چه؟

ضدحال یعنی وقتی برای دیدن فیلم مورد علاقه ات منتظری، برق بره.

ضدحال یعنی بعداز عمری موبایل ثبت نام کردی، آخرین نوبت در قرعه کشی باشی.

ضدحال یعنی یک جلسه سر کلاس نری و فقط همون یک جلسه استاد حضور و غیاب کند.

ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف، بعد فیش غذا تموم بشه!

ضدحال یعنی بعد از کلی جستجو در اینترنت، همچنین که بیای به نتیجه برسی، اشتراکت تموم بشه.

کاریکلماتور:

آدم با گرفتن هر وامی آینده اش را پیش فروش می کند.

گاهی خود استاندارد هم باید استاندارد بشود.

اگر افکارم اجازه بدهند، استراحتی به مغزم خواهم داد.

دلزده شدم از دلزدگی

خسته شدم بس که خسته شدم.

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم كه از دستت بدم

 

+ نوشته شده توسط فرهادی در شنبه 1386/03/26 و ساعت 14:48 |

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات ؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ؟ شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات ؟ اجازه هست بياي پيشم يکم بگم دوست دارم ؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي کسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم ؟ اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني ؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نميشکني

مي نويسم آري من مي نويسم از عشق برايت حرف مي زنم تا تو باور کني چقدر دوستت دارم عشق را معنا مي کنم تا تو بفهمي معناي عشق من تويي من زندگي ميکنم تا تو بداني براي تو زنده ام اي تمام زندگيم

 

ba hes bekhonesh -> ata'sh zadi bar kharmanam vay kharmanam vay kharmanam vay kharmanam vay kharmanam ........... afarin khobe.hamintori edame bede

 

آدمك آخر دنياست بخند..آدمك مرگ همين جاست بخند/ /دست خطي كه ترا عاشق كرد..شوخي كاغذي ماست بخند/ /آدمك خر نشوي گريه كني..كل دنيا سراب است بخند/ /آن خدايي كه بزرگش خواندي..به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

 

 دریافت حقیقت اسان است اما شنیدن، درک، و قبول آن مشکل است به همین علت انسانها از یکدیگر فراری اند.

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.

 

غم را در سكوت*سكوت را در تنهايي* تنهايي را در شب* شب را در تاريكي* و تاريكي را براي انديشيدن دوست بدار

 

دو چيز را هيچ وقت فراموش مكن 1. خدا را 2. مرگ را دو چيز را هميشه فراموش كن 1. به كسي خوبي كردن 2.كسي به تو بدي كرد @در مجلسي وارد شدي زبان نگهدار@ @در سفره حاضر شدي شكم نگهدار@ @در خانه اي وارد شدي چشم نگهدار@ @در نماز ايستادي دل نگهدار@ دنيا دو روز است: يك روز با تو و يك روز عليه تو روزي كه با توست مغرور مباش روزي كه عليه توست صبور باش هر دو پايان پذير است. به چشمانت بياموزكه هر كس ارزش ديدن ندارد. به دستانت بياموزكه هر گل ارزش چیدن ندارد.

            یه روز یه مرده میره معدن بقیه اش باشه بعدا

            اميدوارم هميشه سبز و با نمك باشي مثل آب بيني

 یارو ميره تو جنگل داد ميزنه من شير وپلنگ مي خورم يهو شيره يه نهره ميكشه یارو ميگه : خب البته من گاهي وقتا گوه زيادي هم مي خورم

چرا بسياري ترجيح مي دهند تمام زندگيشان را به ويران سازي راههايي بگذرانند که به آنها علاقه اي ندارند ؟!! در حالي که مي توانند در تنها راهي گام بردارند که مي تواند آنها را به جايي برساند !!!

 هميشه زيرکترين آدم ها کساني نيستند که کمترين ميزان شکست را دارند بلکه کساني هستند که از شکست ها بهترين درس را ميگيرند...

 سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشت

+ نوشته شده توسط فرهادی در چهارشنبه 1386/03/23 و ساعت 15:28 |

(قابل توجه بعضیا):

 

خيلي سخته توي چشماي کسي که رفته و قلبت رو تنها گذاشت و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت بشي حس کني که هنوزم دوستش داري

 

عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است عــشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن اســـت عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

 

ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه عمر من است

 

اگه صدبار دل عاشق منو خون بکنی، تو دلم غم بریزی، دردام و افزون بکنی، قهر کنی، آشتی کنی، آتیش به جونم بزنی نمیگم تنگه دلت / می دونم سنگه دلت

 

خداحافظی برای تو چه آسان بود /// ولی قلب من از این واژه سوزان بود

اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را .... به دل هرگز نمی بستم خیال آشنایی را

نگو بار گران بودیم و رفتیم...

نگو نامهربان بودیم و رفتیم...

نگو اینها دلیل محکمی نیست....

بگو با دیگران بودیم و رفتیم...

+ نوشته شده توسط فرهادی در شنبه 1386/03/05 و ساعت 16:26 |